خرید بک لینک

چرا انقد تلاش دارم به خودم و بقیه ثابت کنم همه چی خوبه؟ همه چی افتضاحه دارم جون میدم به همین برکت.

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 15:49

قرار بعدی اینه که تا اطلاع ثانوی نادیده ش میگیری. ببینم چیکار میکنی دختر

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 15:49

گرمه ولی کولر روشن نمیکنه خدایا من کجا ام بقیه کجا ای کاش یه ذره اهل چسناله و اظهار به بدبختی بودم

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 15:49

توییتر نصب کردم ولی آخیش من همینجاست

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: پنجشنبه 11 اسفند 1401 ساعت: 13:17

فردا مامان اینا برمیگردن. دلم نمیخواست اینجوری بیام. چشم بندمو جا گذاشتم. یادم رفته تینر روغنی بیارم. همچنین وسط راه یادم افتاد پارچه ای که میخواستم بدم به خیاطو هم با خودم نیاوردم. عالیه!

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: پنجشنبه 11 اسفند 1401 ساعت: 13:17

گاهی اوقات عجیب دلم میخواد تو پینترست زندگی کنم

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: پنجشنبه 11 اسفند 1401 ساعت: 13:17

وقتی استوریاتو میبینم خیلی دلم میگیره. خیلی خیلی زیاد.

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1401 ساعت: 17:50

روزایی که تهرانم انگار دارم جون میکنم. یه کرختی مطلققق نه که بگم کرختی ها، بیشتر از همیشه کار میکنم و فعالیت ذهنی و بدنی دارم و روزام کاملا مفید میگذره. اما..اما یه چیزی این وسط درست نیست. این من اون منی که فکرشو میکردم نیست. دوستام ازینکه اینجان و دور از خونه ان نهایت صفا رو میبرن ولی منمن بدم میاد از اینجا. از دانشگاه رفتن خوشحال نیستم. ازینکه خونه نیستم و شبا با بابا و مامان سریال نمیبینم خوشحال نیستم. از اینکه باید مراعات خیلی چیزا رو کنم چون دستم زیر سنگه خوشحال نیستم. من اینجا خودم نیستم. حتی فکر میکنم دیگه راجع به از ایران رفتن هم نباید فکر کنم. من نمیتونم از آغوش مامانم و حضور بابام و دور دور کردنام با سین و از تخت گرم و نرمم بگذرم. من نمیتونم من برای این کار زیادی بچه ام شاید باید بزرگتر بشم. نمیتونم ولی دارم انجامش میدم.. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 20:52

خلاصه که اگه دهنم باز بشه بسته بشو نیست

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 20:52

میخواستم بهت بگم با هم فیلم ببینیم اما..

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 20:52

باورم نمیشه بعد چند ماه اومدم اینجا که بگم اون استوریمو دید!!!! کسی که بارها و بارها براش نوشتم.. همینجا استوریمو دییید!

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 20:32

دیروز اومدیم تهران..حدود یکسال و نیم بود که نیومده بودم! تا حالا این همه مدت دور نبودم ازینجا..دلم میخواد برم دانشگاهمو ببینم اما فک نکنم بتونممممادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1400 ساعت: 4:49

چرا دلم میخواد بهم پیام بده؟ اما همزمان حس میکنم که دوسش ندارم! دلم میخواد بیاد بگه میخوام مثه قبل باشم اما همچنان میخوام بهش بفهمونم که این دوماه سخت بود..خیلی سخت

راستش اما نمیدونم جواب پیامش رو چی باید بدم اصلا...

حتی در خودم نمیبینم که بد باهاش حرف نزنم

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1400 ساعت: 4:49

چرا یه صدایی درونم هی میگه برو بهش پیعم بده

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1400 ساعت: 4:49

خیلی دوستش داشتم. خیلی خیلی زیاد اما اون دوستم نداشت. (غمگین ترین داستان جهان)

برچسب: نویسنده: آریا افشاری تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 19:56

صفحه بندی